transgression
C1اسم/US /trænzɡrˈɛʃən/ trănzgr-ĔSH-ən; UK /trænzɡrˈɛʃən/ trănzgr-ĔSH-ən/
فراروی
JadoLearn Dictionary
معنی transgression به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فراروی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تقصیر، حرج، گناه
اهانت، خلاف، توهین
جرم، جنایت، خلاف
بزه
جرم، سوء عمل، بدکرداری
روبرو دشنام دادن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.