vacant
C1صفت/US /vˈeɪkənt/ VĀK-ənt; UK /vˈeɪkənt/ VĀK-ənt/
اشغال نشده، بی متصدی، خالی
JadoLearn Dictionary
معنی vacant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اشغال نشده، بی متصدی، خالی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهی کردن، پوک، خالی کردن
خالی، باطل ساختن، پوچ
عاری
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
خانه نشین، بی کار، بی کاره
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.