verge
A1اسم/US /vɝdʒ/ vərj; UK /vɝdʒ/ vərj/
شرف
JadoLearn Dictionary
معنی verge به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شرف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرحد، مرزی، سجاف کردن
حاشیه، لب، لبه
قاب عینک، کمانه، لب دار کردن
حاشیه دار کردن، کناره، حاشیه
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.