wage
A1اسم/US /weɪdʒ/ wāj; UK /weɪdʒ/ wāj/
کار مزد، دستمزد دادن، مزد
JadoLearn Dictionary
معنی wage به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کار مزد، دستمزد دادن، مزد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استخدام کردن، بکار گرفتن، کرایه کردن
مژدگانی، جایزه، عوض دادن
مزد دادن، مواجب، حقوق
فوقالعاده، مدد معاش، خرجی
حقوق پرداختن، پرداختن، حقوق دادن
اجرت، اجر، تاوان
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.