want
A1اسم/US /wɑnt/ wänt; UK /wɑnt/ wänt/
حاجت داشتن، خواستن، حاجت
JadoLearn Dictionary
معنی want به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حاجت داشتن، خواستن، حاجت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مسکنت، تنگ دستی، تهیدستی
منقصت، نقیصه
عوار، فساد، آک
لاتی، بی چیزی، تنک روزی
فاقد بودن، نبود، عدم
اعسار، مردودیت، شکست
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.