weld
C2فعل/US /wɛld/ wĕld; UK /wɛld/ wĕld/
جوش دادن، جوش خوردن، جوش برقی دادن
JadoLearn Dictionary
معنی weld به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جوش دادن، جوش خوردن، جوش برقی دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
نسبت ازدواجی
وحشت زده
اختصاص دادن، تخصیص دادن، اختصاص کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.