wet
A1صفت/US /wɛt/ wĕt; UK /wɛt/ wĕt/
مرطوب کردن، تر کردن، خیساندن
JadoLearn Dictionary
معنی wet به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مرطوب کردن، تر کردن، خیساندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اکبیری
نمدار، دارای رطوبت، رطوبی
مرطوب ساختن، دارای رطوبت، نمدار
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.