Alltag
C1اسمباقاعدگی، روال، امر عادی
JadoLearn Dictionary
Alltag یعنی باقاعدگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باقاعدگی، روال، امر عادی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باقاعدگی، زبر دستی، کاردان بودن
باقاعدگی، سفارش دادن، راسته
لباس روحانیت، خو، عادت
کنگرهدار کردن، کنگره دار کردن، آسیاب
چرخ عصارخانه، باقاعدگی
باقاعدگی، سربار، سنگین بار کردن
باقاعدگی، قدم تند کردن، یورتمه
باقاعدگی
باقاعدگی
باقاعدگی
روال، امر عادی
مهره شطرنج، مرد، رجل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.