am ausgestreckten Arm verhungern lassen
B1فعلرها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
JadoLearn Dictionary
am ausgestreckten Arm verhungern lassen یعنی رها کردن؛ ترک کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چس، فش فش، کوشش مذبوحانه
غوطهورساختن، بهوا راندن، شناور ساختن
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.