im Stich lassen
B1فعلرها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
JadoLearn Dictionary
im Stich lassen یعنی رها کردن؛ ترک کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انشعاب رود، وسیله نقلیه، سند انتقال
چس، فش فش، کوشش مذبوحانه
غوطهورساختن، بهوا راندن، شناور ساختن
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
حاجت داشتن، خواستن، حاجت
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.