versetzen
C1فعلانتقال، واکهداشتن، واکهداردن
JadoLearn Dictionary
versetzen یعنی انتقال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انشعاب رود، وسیله نقلیه، سند انتقال
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
حاجت داشتن، خواستن، حاجت
رها کردن؛ ترک کردن، بی جمعیت، صحرایی
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
معاملات قماری کردن، سفته بازی کردن، فرضیه بوجود آوردن
معاملات قماری کردن، سفته بازی کردن، فرضیه بوجود آوردن
معاملات قماری کردن، سفته بازی کردن، فرضیه بوجود آوردن
معاملات قماری کردن، سفته بازی کردن، فرضیه بوجود آوردن
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
عیان، مبرهن، صاف
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.