Besetzung
B1اسمفرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
JadoLearn Dictionary
Besetzung یعنی فرم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چارچوب، چهارچوب، اسکلت
یاتیم درآمدن، یک دستگاه، تیم
افتتاح، افتتاحی، سخنرانی افتتاحی
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
خرید، شراء، تسخیر
تسخیر، مطیع سازی، مقهور سازی
عضویت، حق انشعاب، رده
ضبط، تصرف، گرفت
تسخیر، مطیع سازی، مقهور سازی
تسخیر، مطیع سازی، مقهور سازی
تسخیر، مطیع سازی، مقهور سازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.