Bruch
A2اسمشکستگی، شکست، سکستگی
JadoLearn Dictionary
Bruch یعنی شکستگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شکستگی، شکست، سکستگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دورسازی، باجه، شمارشگر
مجوز، صاحب نظر، واردبکار
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
شکستگی، شکست، سکستگی
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
ترکیدن
تعلیق؛ توقف موقت، آویزش، تعلیق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.