campieren
A2فعلخیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
JadoLearn Dictionary
campieren یعنی خیمه گاه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
سوگند دادن، سوگند خوردن، ناسزا گفتن
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
خیمه گاه، اردو زدن، اردوگاه
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.