durchmachen
B2فعلدرد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
JadoLearn Dictionary
durchmachen یعنی درد کشیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گدار، عبور کردن، مرور کردن
مقاومت کردن، ایستادگی کردن، استقامت بخرج دادن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
گدار، عبور کردن، مرور کردن
جیز شمردن، اذن دادن، اجازه دادن
پته، پروانه، مجاز کردن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
پی بندی کردن، تکیه گاه، نگاهداری
بیشتر دوام آوردن، بر زیستن، زنده ماندن
تاخت وتاز کردن، تاخت کردن، تجاوز کردن
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.