durchschneiden
C2فعلفتیله نخ
JadoLearn Dictionary
durchschneiden یعنی فتیله نخ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فتیله نخ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
ریزه کردن، ریزه ریزه کردن، ریز ریز کردن
به پایین، خراب شدن، مخفف کردن؛ کوتاه کردن
سیم، تار، وتر
عکسبرداری کردن، عکس، چسبیدن به
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.