exekutieren
C2فعلاعدام کردن، جاری ساختن، تیرباران کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
exekutieren یعنی اعدام کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اعدام کردن، جاری ساختن، تیرباران کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
واجد شرایط شدن، بوصال رسیدن، اعدام کردن
اعدام کردن، جاری ساختن، تیرباران کردن
بستن، تنگ هم، مقارن
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
مفروغ کردن، مایع کردن، نقدینه درآوردن
مفروغ کردن، مایع کردن، نقدینه درآوردن
عزلت اختیار کردن، جدا رفتن، منزوی کردن
گروه بندی، ضبط اموال، گروو کشیدن
گروه بندی، ضبط اموال، گروو کشیدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.