festnehmen
A2فعلقلاده، گردن بند، یقه

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
festnehmen یعنی قلاده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قلاده، گردن بند، یقه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
توقیف، زندان بودن
پلیس، پاساوان، پاسبان
خرید کردن، خریدن، خریداری کردن
عدل کردن، بسته بندی کردن، انباشتن
بیل زدن، کج بیل، بیلچه زدن
چنگ انداختن، غنیمت گرفتن، بتصرف آوردن
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
صابون زدن، صابون
بادخوردگی، نفخه
بهم اتصال دادن، بهم متصل کردن، بهم رسیدن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.