grenzen
A2فعلسرحد، مرزی، سجاف کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
grenzen یعنی سرحد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرحد، مرزی، سجاف کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرحد، مرزی، سجاف کردن
سرحد، مرزی، سجاف کردن
سرحد، مرزی، سجاف کردن
غاشیه، کلاه توری، کناره دار کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
مقدار، وجه، مبلغ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.