herstellen
B2فعلعمل آوردن، فر اوردن، گیر دادن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
herstellen یعنی عمل آوردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عمل آوردن، فر اوردن، گیر دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گیره، محصود، محصول
انجام دادن، ساختن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
پوشاک، لباس، پانسمان کردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.