Hilfsvorrichtung
C2اسماسباب، جهاز، اسباب جهاز

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Hilfsvorrichtung یعنی اسباب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اسباب، جهاز، اسباب جهاز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مددکار، معونت، اعانه
وعده ملاقات، انتصاب، قرار ملاقات
اسباب، جهاز، دورگو
اسباب، جهاز
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.