Hilfsmittel
A1اسممددکار، معونت، اعانه
JadoLearn Dictionary
Hilfsmittel یعنی مددکار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مددکار، معونت، اعانه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آلت، ابزار، وسیله
دست مایه، دارالسلطنه، دارالخلافه
مددکار، معونت، اعانه
مددکار، معونت، اعانه
وعده ملاقات، انتصاب، قرار ملاقات
اسباب، جهاز، دورگو
اسباب، جهاز
اسباب، جهاز
کشور، زمین
دوست مذکر
دوست مؤنث
خانه، منزل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.