in Gang kommen
C2فعلآغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
in Gang kommen یعنی آغاز کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کمیسیون، حقالعمل کار، کارمزد
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
هزیمت کردن، کوچ کردن، جست بزن
غلپیدن، متعال ساختن، برپا شدن
ورد داشتن، گرفتن، استدن
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
آغاز کردن، شروع شدن، ابتدا کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.