innehalten
C2فعلپایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
JadoLearn Dictionary
innehalten یعنی پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سکون، توقف گاه، ماندن
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
به پایین، خراب شدن، مخفف کردن؛ کوتاه کردن
متوحش ساختن، متوحش کردن، وحشت دادن
هول دادن، نهیب زدن، وحشت زده کردن
هول دادن، نهیب زدن، وحشت زده کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.