Joch
A2اسمباقاعدگی، سربار، سنگین بار کردن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Joch یعنی باقاعدگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باقاعدگی، سربار، سنگین بار کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گدار، عبور کردن، مرور کردن
باقاعدگی، سفارش دادن، راسته
لباس روحانیت، خو، عادت
کنگرهدار کردن، کنگره دار کردن، آسیاب
چرخ عصارخانه، باقاعدگی
باقاعدگی، زبر دستی، کاردان بودن
باقاعدگی، قدم تند کردن، یورتمه
باقاعدگی
باقاعدگی
باقاعدگی
باقاعدگی، روال، امر عادی
طاعون، بلا، آفت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.