Kid
B2اسمزادو ولد، ثمره، ذریه
JadoLearn Dictionary
Kid یعنی زادو ولد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زادو ولد، ثمره، ذریه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موضوع، مقوله، مبح
نوخاسته، نوجوان
نوخاسته، نوجوان
جوانی، شخص جوان، وقت جوانی
رویش انشعابی، تیر انداختن، تیر زدن
قلمه درخت، زادو ولد، ثمره
مولود، پسربچه، پسر
مولود، پسربچه، پسر
مشتق، اشتقاقی، فرعی
زادو ولد، ثمره، ذریه
زادو ولد، ثمره، ذریه
زادو ولد، ثمره، ذریه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.