krabbeln
C1فعلغلغلک دادن، غلغلک، غلت
JadoLearn Dictionary
krabbeln یعنی غلغلک دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غلغلک دادن، غلغلک، غلت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غلغلک دادن، غلغلک، سوزش کردن
غلغلک دادن، غلغلک
غلت، سرسره، سراندن
خزیدن، سینه مال رفتن، شنال کرال
غلت، سرسره، سراندن
غلت، سرسره، سراندن
غلت، سرسره، سراندن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.