kritisch
B2صفتمراقب، مراعات کننده، قابل مباحثه
JadoLearn Dictionary
kritisch یعنی مراقب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مراقب، مراعات کننده، قابل مباحثه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سنگین، گران، بی مهارهت
سخت ومحکم، عقب کشتی، عبوسانه
آدم زشت، نامرضی، بی لذت
ناموافق، ناخجسته، نامبارک
مراقب، مراعات کننده
مراقب، مراعات کننده
مراقب، مراعات کننده
مراقب، مراعات کننده، بیرون برنده
مراقب، مراعات کننده
مراقب، مراعات کننده، تمسخر
کمرو، رم دادن، رم کردن
قابل مباحثه، قابل مناظره، قابل بحث
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.