Pflanzen
B2اسمسبز شدن، سبز کردن، سبز
JadoLearn Dictionary
Pflanzen یعنی سبز شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سبز شدن، سبز کردن، سبز
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سبز شدن، سبز کردن، سبز
سبز شدن، سبز کردن، سبز
ورد داشتن، گرفتن، استدن
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
مدفون کردن، تدفین کردن، بخاک سپردن
مستقر کردن، قرار دادن، جایگیر ساختن
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.