setzen
C1فعلقرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
JadoLearn Dictionary
setzen یعنی قرار دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
درشکه، کجاوه، کالسکه
زعم، مظنه، عقیده
قرار دادن، جایگیر ساختن، گذاشتن
پائیدن، پاس، ناظر بودن
ایفا کردن، اجرا کردن، اجرا نمودن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
سوگند دادن، سوگند خوردن، ناسزا گفتن
ورد داشتن، گرفتن، استدن
مدفون کردن، تدفین کردن، بخاک سپردن
مستقر کردن، قرار دادن، جایگیر ساختن
سبز شدن، سبز کردن، سبز
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.