reif
B1صفترسیده، جا افتاده، رسیده شدن
JadoLearn Dictionary
reif یعنی رسیده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
سرما زدن، شبنم، سرماریزه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
فربه، گوشتالو، چربی دار
شاداب، آبدار
سرد کردن، مایه دلسردی، خنک شدن
زنگ زدن، رینگ، انگشتر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.