Sammlung
B1اسمکلکسیون، گرداوری، مجموعه
JadoLearn Dictionary
Sammlung یعنی کلکسیون. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کلکسیون، گرداوری، مجموعه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بانوک بردارنده، سرگل، چیدن
بازتاب، انعکس، بازتاب اشعه
مقایسه، مطابقت
انباشت؛ تجمع
پرز، کومه، توده
کلکسیون، گرداوری، مجموعه
سیل گرفتن، طوفان، سیل
تمرکز
کپه کردن، توده
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.