transponieren
C1فعلکلید، سویچ، راهگزین
JadoLearn Dictionary
transponieren یعنی کلید. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کلید، سویچ، راهگزین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تسعیر کردن، کلید، سویچ
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
نقشه
مثل، سرمشق، نمونه
راهپیمایی کردن، راه پیمایی کردن، تظاهرات کردن
مارس، مارچ، قدم رو
مارس، مارچ، قدم رو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.