verbiegen
A2فعلمنقبض کردن، چنبره، کج کردن
JadoLearn Dictionary
verbiegen یعنی منقبض کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منقبض کردن، چنبره، کج کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منقبض کردن
انگیزه، انگیختگی، محرک
منقبض کردن، چنبره، کج کردن
منقبض کردن، چنبره، کج کردن
باطل کردن، موقوف کردن، لغو کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
تشخیص هویت دادن، مربوط ساختن، سناسائی کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.