Wirren
C2اسمدرهم وبرهمی، بهم خوردگی، درهم وبرهمی بهم خوردگی
JadoLearn Dictionary
Wirren یعنی درهم وبرهمی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درهم وبرهمی، بهم خوردگی، درهم وبرهمی بهم خوردگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بایستگی، ضرورت، لزوم
رد و بدل کردن، تسعیر نمودن، عوض
درهم وبرهمی، درهم ریختن، درهم ریختگی
درهم وبرهمی، بهم خوردگی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.