gratify
C2اسم/US /ɡrˈætəfˌaɪ/ GRĂT-əf-ī; UK /ɡrˈætəfˌaɪ/ GRĂT-əf-ī/
بوجد آوردن، مفتخر کردن، بوجد اوردن مفتخر کردن
JadoLearn Dictionary
معنی gratify به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بوجد آوردن، مفتخر کردن، بوجد اوردن مفتخر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نشاط دادن، لذت دادن، بوجد آوردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.