معنی ۱neutral · 90%
زمانی که کار یا درس ندارید و میتوانید کاری را که دوست دارید انجام دهید
مثالهای طبیعی
In meiner Freizeit lese ich gern Bücher.
من در وقت آزادم دوست دارم کتاب بخوانم.
Am Samstag habe ich viel Freizeit.
شنبه وقت آزاد زیادی دارم.
Meine Schwester hat unter der Woche wenig Freizeit.
خواهرم در طول هفته وقت آزاد کمی دارد.
نکتهٔ کاربردی
ترکیب بسیار رایج in der Freizeit است. با صفت ملکی میگوییم in meiner Freizeit، in deiner Freizeit و مانند آن.
ترکیبهای رایج
in der Freizeit — در وقت آزادviel Freizeit haben — وقت آزاد زیادی داشتنwenig Freizeit haben — وقت آزاد کمی داشتن
درس کوتاه: صحبت دربارهٔ وقت آزاد
Freizeit مؤنث است: die Freizeit. ساختار رایج in meiner Freizeit است؛ مثلاً In meiner Freizeit höre ich Musik.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام عبارت بهدرستی معنی در وقت آزاد من میدهد؟
