auf den Punkt bringen
B1فعلمتمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
JadoLearn Dictionary
auf den Punkt bringen یعنی متمرکز کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کوک کردن، لحن، آهنگ
به پایین، خراب شدن، قسمت
دستهکردن، زمره، هیات
توپ خالی زدن، کارسرهم بندی، صدای زنبور کردن
نقش زدن، متمرکز کردن، تمرکز دادن
کمپرس، متراکمکردن، فشرده
مضیقه، وشگون، نشکنج
متمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
متمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.