komprimieren
B1فعلمضیقه، وشگون، نشکنج
JadoLearn Dictionary
komprimieren یعنی مضیقه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مضیقه، وشگون، نشکنج
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تار و مار کردن، هزیمت
کمپرس، متراکمکردن، فشرده
مضیقه، وشگون، نشکنج
به پایین، خراب شدن، قسمت
دستهکردن، زمره، هیات
توپ خالی زدن، کارسرهم بندی، صدای زنبور کردن
متمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
نقش زدن، متمرکز کردن، تمرکز دادن
متمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
متمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
متمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
متمرکز کردن، تمرکز دادن، مرکزیت دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.