aufbrechen
A2فعلجا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
JadoLearn Dictionary
aufbrechen یعنی جا گذاشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دورسازی، باجه، شمارشگر
جزو، بخش، جزء
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.