knacken
A2فعلراحت کردن، استراحت، آسایش کردن
JadoLearn Dictionary
knacken یعنی راحت کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مابقی، الباقی، باقیمانده
دورسازی، باجه، شمارشگر
مجوز، صاحب نظر، واردبکار
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.