beruhen
A2فعلبنا کردن، بنایی کردن، بناکردن
JadoLearn Dictionary
beruhen یعنی بنا کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بنا کردن، بنایی کردن، بناکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
ضاهر ساختن، راقی، بسط یافتن
بنا کردن، بنایی کردن، بناکردن
بنا کردن، بنایی کردن، بناکردن
محسوب داشتن، بشمار آوردن، به شمار آوردن
بنا کردن، بنایی کردن، بناکردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
متناوب ساختن، جا بجا، پونز زدن
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.