معنی ۱neutral · 82%
چیزی که به شخصی تعلق دارد یا در اختیار اوست.
مثالهای طبیعی
Das Fahrrad ist seit Jahren in ihrem Besitz.
دوچرخه سالهاست در مالکیت اوست.
Nach dem Umzug sortierten sie ihren Besitz.
پس از اسبابکشی، وسایلشان را مرتب کردند.
Der Schlüssel bleibt im Besitz der Hausverwaltung.
کلید در اختیار مدیریت ساختمان میماند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور مالکیت بهطور کلی است، این اسم معمولاً غیرقابلشمارش است؛ داراییهای منفرد Besitztümer هستند.
درس کوتاه: Besitz
چیزی که به شخصی تعلق دارد یا در اختیار اوست. وقتی منظور مالکیت بهطور کلی است، این اسم معمولاً غیرقابلشمارش است؛ داراییهای منفرد Besitztümer هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Besitz» مطابقت دارد؟
