Brut
C2اسمزادو ولد، ثمره، ذریه
JadoLearn Dictionary
Brut یعنی زادو ولد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زادو ولد، ثمره، ذریه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بارسفر، بنه سفر، اسباب سفر
طایفه، عترت، خانواده
طایفه، عترت، خانواده
تار و مار کردن، هزیمت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.