einfrieren
B2فعلخشک شدن، منجمد ساختن، یخ بستن
JadoLearn Dictionary
einfrieren یعنی خشک شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خشک شدن، منجمد ساختن، یخ بستن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خشک شدن، منجمد ساختن، یخ بستن
خشک شدن، منجمد ساختن، یخ بستن
ایستادن، برپا ماندن، دکه
بدتر شدن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
چس، فش فش، کوشش مذبوحانه
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
هول دادن، نهیب زدن، وحشت زده کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.