einsammeln
B1فعلرانندگی کردن، راندن، ورد داشتن
JadoLearn Dictionary
einsammeln یعنی رانندگی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رانندگی کردن، راندن، ورد داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بالا بر، فرازیدن، جر ثقیل
مالیدن، صیقلی کردن، مرمی کردن
رانندگی کردن، راندن، ورد داشتن
رانندگی کردن، راندن، ورد داشتن
خاموش کردن، خاموش شدن، فرو نشاندن
تسمه، دوال، بندچرمی
بپایان رسیدن، تمام شدن، به پایان رساندن
ذخیره کردن، فروشگاه، مغازه
ذخیره کردن، فروشگاه، مغازه
ذخیره کردن، فروشگاه، مغازه
ذخیره کردن، فروشگاه، مغازه
ذخیره کردن، فروشگاه، مغازه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.