mitnehmen
B1فعلرانندگی کردن، راندن، ورد داشتن
JadoLearn Dictionary
mitnehmen یعنی رانندگی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رانندگی کردن، راندن، ورد داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بالا بر، فرازیدن، جر ثقیل
رانندگی کردن، راندن، ورد داشتن
رانندگی کردن، راندن، ورد داشتن
فرض کردن، فرضکردن، پنداشتن
بیبهره سازی، محروم ماندن، محروم کردن
بیبهره سازی، محروم ماندن، محروم کردن
ناخنک زدن، کلم، مضیقه
ناخنک زدن، کلم، مضیقه
ناخنک زدن، کلم، مضیقه
ناخنک زدن، کلم، مضیقه
ناخنک زدن، کلم، مضیقه
ناخنک زدن، کلم، مضیقه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.