fixieren
B2فعلبستن، محکم کردن، جا انداختن
JadoLearn Dictionary
fixieren یعنی بستن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بستن، محکم کردن، جا انداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باسرعت، تندرو، روزه گرفتن
بلا فصل، عاجل، فوری
پیچ، پیچ کردن
سیم، تار، وتر
تحکیم کردن، یک رقم کردن، مستحکم کردن
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
بستن، محکم کردن
بستن، محکم کردن، ملتزم کردن
بستن، محکم کردن، گل وشل
بستن، محکم کردن، برگزار کردن
جا انداختن، استوارکردن، مرمت کردن
جا انداختن، استوارکردن، مرمت کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.