Gegenwehr
C2اسمپدآفند، استحکامات، تدافع
JadoLearn Dictionary
Gegenwehr یعنی پدآفند. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پدآفند، استحکامات، تدافع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
سر پیچی، نافرمانی
سر پیچی، نافرمانی
معترض شدن، مصاف دادن، مخالفت کردن
گردن کش، نامطیع، نافرمان
پدآفند، استحکامات، تدافع
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.