Widerstand
B2اسمعدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
JadoLearn Dictionary
Widerstand یعنی عدم قابلیت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زوال، خرابی
کم هوشی، شتاب منفی، عقب افتادگی
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
عدم قابلیت، از کار افتادگی، فلج
سر پیچی، نافرمانی
پدآفند، استحکامات، تدافع
سر پیچی، نافرمانی
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.